مگه نه؟ ....

 من و تو قصه یک کهنه کتابیم، مگه نه؟

یه سؤالیم، یه سؤال بی جوابیم، مگه نه؟

یه روزی قصۀ پرغصه ما تموم میشه

آخرش نقطه پایان کتابیم، مگه نه؟

پشت هم موج بلا میشکنه و جلو میآد

وای بر ما که رو آب مثل حبابیم، مگه نه؟

کی میگه ما با همیم؟ ما که باهم جفت غمیم

دو تا عکسیم و به زندون یه قابیم، مگه نه؟

ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره؟

آسمون خشکه و ما تشنه آبیم، مگه نه؟

کار دنیا رو که چشمام دیده بود گفت به دلم:

ما دو تا پنجرۀ رو به سرابیم، مگه نه؟

اگه تا دامن خورشید خدا هم برسیم

آخر از بوسه خورشید کبابیم، مگه نه؟