طرحی از من ...
لحظه ای زندگیم ده، که چنان مردابم تا به دیدار تو بیدار شوم از خوابم
طرحی از من شده ام در قفس قاب، بیا که به دستان تو آزاد شوم زین قابم
آب حیوان من، ای شور دگرباره ی عشق تشنه ام، زان لب شیرین بنما سیرابم
روزگاریست پریشان توام، با من باش یا زمانی بسراغم تو بیا، بی تابم
قلبم آیینه مهرست، ولیکن دیریست که ز هر هرزه نگه، می شکنم، در تابم
گرچه خاکم به نظر، گنج تو در دل دارم وه ز ویرانه ی دل، وین گهر نایابم
آبان ۸۹